بسمه تعالی

بعد از فتح مکه پیامبرصلی الله وعلیه وآله دستور عفو عمومی را جز برای چند نفر - صادر نمود. آنها چه کسانی بودند و چرا دستور عفو برای آنها صادر نکرد؟

1 - عبدالله بن سعد بن أبی سرح، که قبلاً اسلام آورده و سپس مرتد و مشرک شده و نزد قریش باز گشته بود. اما "عثمان بن عفان" که برادر رضاعی او بود، وی را پنهان کرد و پس از آن که آرامش برقرار شد، او را نزد رسول خدا آورد و برایش امان خواست. رسول خدا به وی امان داده، سپس عبدالله اسلام آورد و در خلافت "عمر" و "عثمان" به کار گماشته شد.

2 - عبدالله بن هلال بن خطل أدرمی (از بنی تیم) که قبلاً اسلام آورده بود و رسول خدا او را برای گرفتن صدقات فرستاد و مردی از انصار را همراه وی ساخت و خادمی از مسلمانان نیز همراه داشت. عبدالله در منزلی فرود آمد و به خادم گفت: گوسفندی بکشد و برای وی خوراکی تهیه کند و خود خوابید. چون بیدار شد، دید که خادم دستور وی را عمل نکرده است، بر او حمله برد و او را کشت و مرتد و مشرک به مکه گریخت. روز فتح عبدالله را در حالی که پرده‏های کعبه را گرفته بود کشتند.(سعیدابن حریث اورا گشت)

 3 - فرتنی کنیز خواننده ابن خطل، وی با آواز خود پیامبر اسلام‏صلی الله وعلیه وآله را هجو کرد.

 4 - قریبه کنیز خواننده مشتمل بر هجو رسول خداصلی الله وعلیه وآله بود، حضرت را هجو میکرد. "قریبه" روز فتح مکه کشته شد و "فرتنی" اسلام آورد.

 5 - حویرث بن نقیذ بن وهب بن عبد بن قصی، که رسول خدا را در مکه آزار میداد، به روایت ابن هشام موقعی که "عباس بن عبدالمطلب" دختران رسول خدا: "فاطمه" و "ام‏کلثوم" را بر شتری سوار کرده بود تا به مدینه برد، "حویرث" شتر را رم داد و دختران رسول خدا از بالای شتر به زمین افتادند. روز فتح مکه "حویرث" به دست حضرت امام  علی (ع)  کشته شد.

 6 - مقبس بن صُبا به لیثی که در جنگ "بنی المصطلق" مردی از انصار، از طایفه "عبادة بن صامت" برادرش "هشام به صبابه" را به گمان آن که مردی از دشمن است کشت، و پس از آن که رسول خدا به مدینه بازگشت، مقبس بن صبابه از مکه به مدینه آمد و اظهار اسلام نمود و خونبهای برادر خود "هشام" را از رسول خداصلی الله وعلیه وآله گرفت و طولی نکشید که برکشنده برادر خود حمله برد و او را کشت و سپس مرتد شد و به مکه بازگشت و اشعاری حاکی از خوشحالی و رضایتمندی از کشتن مرد انصاری خواند. مقیس روز فتح مکه به دست نمیلة بن عبدالله لیثی کشته شد.

7 - ساره که رسول خداصلی الله وعلیه وآله را در مکه آزار میداد و در فتح مکه به دست علی بن ابی طالب و یا کسی دیگر کشته شد. بنا بر برخی از روایات او از رسول خدا امان گرفت و مدت‏ها زنده بود و سرانجام زیرپای اسبی کوبیده و کشته شد. 8 - عکرمه بن ابی جهل که از مکه به یمن گریخت، اما زنش "ام‏حکیم" دختر حارث بن هشام اسلام آورد و برای شوهرش از رسول خدا امان گرفت و آن گاه در جستجوی وی رهسپار یمن شد و او را نزد رسول خدا آورد تا اسلام آورد. هنگامی که نزدیک مکه رسید، رسول خداصلی الله وعلیه وآله به اصحاب فرمود: "عکرمه بن ابی جهل" که آمد، پدرش را دشنام ندهید تا آزرده خاطر نشود.

 9 - هبّار بن اسود بن مطلّب بن اسد بن عبدالعزّی که در هنگام حجرت زینب دختر رسول خدا، با چند نفر از مردان قریش در تعقیب زینب بیرون رفت و پیش از همه همراهان خود را به وی رساند و نیزه‏ای به کجاوه‏ "زینب" فرو برد چنان که زینب سخت ترسید و بچه‏ای را که در رحم داشت سقط کرد. در فتح مکه رسول خداصلی الله وعلیه وآله فرمود: "هر که هبّار را بیابد بکشد، اما هبّار پنهان شد و در بازگشت رسول خدا از "جعّرانه" ناگهان بر وی درآمد و ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری ساخت و گفت: ای پیامبر خدا! من از تو گریختم و خواستم به کشور عجمان روم، اما بزرگواری و بخشندگی تو را به یاد آوردم... و امیدوار شدم. ای پیامبر خدا! ما مردانی مشرک بودیم و خدا ما را به وسیله تو به راه آورد، و ما را نجات بخشید. اکنون از نادانی من درگذر... و من به گناه خود اعتراف دارم... رسول خدا در پاسخ فرمود: تو را بخشیدم. خدا درباره‏ات نیکی فرمود و تو را به اسلام هدایت کرد و اسلام، گذشته را از میان میبرد.

 10 - هند دختر "عتبه بن ربیعه" یکی از چهار زنی که در فتح مکه دستور کشتن آنها داده شد. این زن در اُحد گستاخی و هرزگی را از حد گذراند، اما در فتح مکه، میان زنان قریش، ناشناس نزد رسول خدا آمد. رسول خدا او را شناخت و گفت: تو هندی؟ گفت: آری هندم، از گذشته‏ها در گذر و مرا ببخش. رسول خدا از وی درگذشت و اسلام و بیعت او را پذیرفت.

 11 - وحشی کشنده حمزه سید الشهدا، که به طایف گریخت و در سال نهم با هیأتی از طایف به مدینه آمد و اسلام آورد، اما رسول خدا به او فرمود: پیوسته روی خود را از من پنهان دار.

پیامبرصلی الله وعلیه وآله و مسلمانان بیشتر نقش داشتند، ضمن آن که برخی از آنها پیامبر را هجو میکردند و آزار و اهانت آنها نسبت به پیامبر و مسلمانان، سخت پیامبرصلی الله وعلیه وآله را ناراحت کرده بود. از سوی دیگر برخی از این افراد مرتد شده و برخی دیگر مرتکب قتل شده بودند، در آموزه‏های اسلامی به رغم آن که به عفو سفارش شده، برای آن معیارهایی نیز مدنظر قرار گرفته است که رهبر اسلامی با توجه به آنها عفو میکند، قرشیان از نظر جنایت و قتل و آزار و اذیت مسلمانان در یک سطح نبودند، از این رو سیاست پیامبر نسبت به آنها متفاوت بود، حتی پیامبر نسبت به برخی حکم قتل را صادر نمود. در بحارالأنوار آمده است:

توجه توجه :

 صدها موارد وجود دارد که اشخاصی نسبت به رسول خدا (ص) جسارت واهانت کردند بودند ولی رسول رحمت آنها را عفو فرموده بود فقط این چند مورد به خاطر علل خاصی بود که لازم بود مقداری دشمنان اسلام حساب کار خودشان را داشته باشند.

متاسفانه بعضی از مدارس این سوال را از دانش آموزان سوال نموده اند که اصلا دئر شرایط کنونی صلاح نبود